دلمه کاشت مو چیست

Rate this post

دلمه کاشت مو چیست : کتاب‌هایم را نگاه کردم، مرتب و تنظیم کردم.— [۱۰۱]پنجشنبه ۲۱ تمام این روز را صرف آماده‌سازی برای امتحان نزدیک‌ام قبل از پروتستان کشیش کردم – عهد یونانی – فلسفه اخلاقی و طبیعی – منطق – جغرافیا را مرور می‌کنم و اگر وقت داشته باشم باید کتاب‌های کلاسیک لاتین را بررسی کنم.

کاشت مو : تا به آنها در ساختن یک بازار – شهر هاوس – اسکله و غیره کمک کنند. به Boy 2d – در این شهر و کشور همسایه در حال حاضر یک تب بدخیم و فاسد، و چیزی که به طور کلی تب خالدار نامیده می‌شود، موج می‌زند! – از شهر چستر تا جورج تاون، ۱۶ مایل سوار شدم – زمین سطحی، حاصلخیز، و بسیار خوشایند – در این شهر از آقای وورهیز بازدید کردم.

دلمه کاشت مو چیست

دلمه کاشت مو چیست : وضعیت پایین است و می‌دانم در معرض تب‌های تابستانی است – می‌توانم بگویم دادگاه بزرگی دارد که ساعت شهر در آن قرار دارد – آقای دیوار[۱۶۳] کمدین، برای چندین شب گذشته سخنرانی هایی در زمینه برق داشته است، و من با تشویق قابل توجهی درک می کنم. آنها با پای پیاده اینجا قرعه کشی می کنند و در ماه مه آینده قرعه کشی می شوند.

یک تاجر برجسته در اینجا، و به نظر می رسد که او یک جنتلمن با هوشمندی خاص در صنعت و اقتصاد است – تبی که اکنون ذکر کردم، اینجا نیز هست، و سیاه سرفه بسیار عمومی و بدخیم است. – من با این آقا سکونت کردم – نماز عصر داشتیم – از زمانی که کوهانسی را ترک کردم چنین چیزی نشنیده بودم – این یک شهر کوچک است و روی رودخانه ای زیبا قرار دارد که آن را از شهر کوچک دیگری که دقیقاً در مقابل فردریک نامیده می شود.

تقسیم می کند.[۱۶۴] جمعه پانزدهم. من زود برخاستم – بعد از صبحانه برای دیدن خانم راشل استاکتین سوار شدم .[۱۶۵] اکنون خانم رایلی . او در این رودخانه، حدود یک مایل بالاتر، در یک خانه بزرگ آجری بسیار زیبا زندگی می کند. با عظمت قابل توجهی – دختر بیچاره او خودش یا از سرماخوردگی بد (آنطور که فکر می‌کند) یا این تب همه‌گیر بی‌خطر است.

خانم رایلی مرا به صورت تشریفاتی به خواهر شوهرش خانم رایلی معرفی کرد ، او ثروت کمی دارد، و شاید قابل قبول باشد – من به شهر برگشتم و با آقای وورهیز شام خوردم و بلافاصله پس از عبور از فری به مقصد در کنار روستای کوچکی به نام وارویک سوار شدم ،[۱۶۷] واقعاً جای غم انگیزی است – ۱/۱۱ پسر /۲. سپس به پورت پن، کشور زیبا، سرزمینی که ظاهراً بسیار غنی بود.

دلمه کاشت مو چیست : تنگه الوار، و بزرگ، سوار شدم. درست زمانی که خورشید غروب می کرد وارد پورت پن شدم، اما نتوانستم با فری من غلبه کنم تا قبل از صبح مرا حمل کند – در جورج تاون خبر ناراحت کننده زیر به من گفته شد : دکتر وارد و عمه فیتیان من کوهانسی هر دو مرده اند. که[۹۹]عمه من به طرز غیرمعمولی ناگهانی درگذشت! – آن خانم پولی بولاک فیلادلفیا در حال مرگ است!

عصر به دیدن آقای استوارد یک جنتلمن باستانی، سر خاکستری و ثروتمند در پورت پن رفتم . کمی ضعف در پشتش، چهار سال است که اصلا قادر به راه رفتن نیست، او دلسوز، مذهبی، شاداب است، بسیار خوشحال به نظر می رسید، و اغلب از من تشکر می کرد که برای دیدن او تماس می گرفتم، و از من می خواست مهربان ترین تعریف هایش را برای خانواده آقای هانترز -من شب را به تنهایی با آرامش و با رضایت می گذرانم.

در رختخواب توسط نه- عبور کشتی شنبه ۱۶. زود برخاستم و انتظار داشتم به زودی از فری بگذرم – باد متوسط ​​در شمال غربی می‌وزید اما قایق به گل نشسته است، و باید تا یازدهم صبر کنم، زمانی که انتظار می‌رود او شناور شود – شب بسیار نگران بودم، فکر می‌کردم در مریلند تب فاسد را گرفت. بی خواب دراز کشیدم، تب داشتم، سرم درد می کرد – اما امروز صبح کاملاً احساس آرامش می کنم.

دلمه کاشت مو چیست : ساعت دوازده، قایق آمد – ما زیر پا گذاشتیم – اکسپنس در پورت پن ۴/۸. فریاژ ۵/-. بار دیگر از طریق خدایان مرسی در نیوجرسی. لطف خدا والدین مشترک ما بی شمار است و فراتر از شایستگی ماست. توقف کردم تا خانم وارد را ببینم. به نظر می رسد او واقعاً مضطرب است! من در غروب آفتاب به عموهایم رسیدم، او نیز به نظر می رسد که از فقدان خود بسیار رنجیده است.

او به من اطلاع داد که بسیاری[۱۰۰] زمستان امسال در محله گرینویچ مردند. دکتر وارد، اسکوایر میلار، آقای پسر تاجر-خاله فیثیان، عمه ور، ریچل پک، ریچل ور، دیوید میلز، خانم میلز و غیره. یک زمستان بسیار فانی! یکشنبه ۱۷. صبح بسیار دلپذیر است و کوهانسی مثل همیشه لذت بخش به نظر می رسد که من به جلسه رفتم. برخلاف ویرجینیا ، هیچ حلقه ای از قبل و بعد از موعظه در مورد چت نمی کند.

بدون تجمع در جمعیت پس از خدمات برای ناهار و چانه زنی. بدون مزاحمت سرد و بی روح از منبر. به نظر می رسد وزیر و مردم اینجا تا حدودی به آن روز احترام می گذارند، در آنجا نه یکی و نه دیگری – من روز را در خانه گذراندم. دوشنبه ۱۸. قبل از شام به شهر گشتم تا آشنایان قدیمی را ببینم. ظاهر محله هیچ تغییری نکرده است.

آقای پاتر برادرم آموس را به خانه برد با این نیت که اگر مناسب باشد کسب و کار مغازه داری را به او بیاموزم – بعد از ظهر به آقای شکارچی رفتم – و در عصر با اندرو به دیرفیلد، شب تا ده شب را در مستر گرینز در شرکت با خانم بیتی دوست داشتنی گذراند – خانم گرین بسیار بی روح است، اخیراً صاحب یک دختر شده است.

دلمه کاشت مو چیست : مدرسه اینجا در حال حاضر بزرگتر از همیشه است. در حال حاضر هفت یعنی وجود دارد. جان لیک، ریدینگ-بیتی،[۱۶۸] جیمز و جان رمزی، استیون رانی، سیلی فیثیان، و توماس گرینمن—ما به خانم پکس رفتیم . جوزف از زمانی که خانه را ترک کردم، با خانم هانا ازدواج کرد . سه شنبه ۱۹. شش تا شد. با خانم پک صبحانه خوردم.

بلافاصله پس از اینکه دوباره به ملاقات آقای گرین رفتیم – من روز را به بهترین نحو گذراندم. بهشت مهربان آرزوی من را برآورده کرد؛ – عصر رفتم بالا و شب را نزد خانم پکس سپری کردم . چهارشنبه ۲۰. بلافاصله بعد از صبحانه به خانه رفتم و با چند نفر از آشنایانم دیدار کردم – موهایم را کوتاه کردم – احساس می کنم خیلی بی حال هستم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *